تبليغاتX
نشریه حکیم مهر نشریه حکیم مهر هر روز با مطالب جدید ... www.hakimemehr.ir دامپزشک عاشق طبابت - دکتر محمد لطفی زاده
 
دامپزشکی از بهترین علوم برای شناخت و بندگی خداوند است
 
به زودی سعی خواهم کرد مجموعه ای از مصاحبه های شخصی خود را با اساتید برتر دامپزشکی داخلی و خارجی و چهره های مشهور در این زمینه روی این وبلاگ جهت استفاده علاقه مندان قرار دهم.

راستی شما دوست دارید با چه کسی مصاحبه انجام شود؟

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:7  توسط محمد لطفی زاده   | 

درباره بعضی شغلها نوشتن بسیار سخت است. از جمله می توان به شغل استاد دانشگاه اشاره کرد. آنقدر این شغل شریف و مقدس است که نمی توان به سادگی در مورد آن مطلب نوشت. اما اینجا به صراحت می خواهم مطلبی را بنویسم که شاید به برخی از اساتید محترم دانشگاه بربخورد! قبل از آن لازم است این مطلب را روشن کنم که اساتید بسیار شریف و ارجمندی در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران حضور دارند که تعدادشان هم اندک نیست و بنده و امثال من باید بوسه تشکر بر دستان آنان بزنیم. اما خوب در هر صنفی افرادی هم هستند که ......

اگر شما ابتدای حضورتان در یک کلاس با این جمله از سوی استاد مواجه شوید که : (سیاست ما این نیست که شما فردا رقیب ما بشوید!) یا (قرار نیست آنچه بیرون کاربرد دارد را ما به شما درس بدهیم!) چه برداشتی از آن استاد خواهید داشت؟!

متاسفم که بگویم تعداد قابل توجهی !!!! بازهم تکرار می کنم تعداد قابل توجهی از اساتید دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران بخصوص در بخش بالینی و درمانگاهی نه تنها چنین تفکری دارند بلکه به راحتی و سادگی آن را به زبان نیز می آورند و از همان ابتدا آب پاکی را روی دست دانشجو می ریزند.

این داستان همچنان ادامه دارد...

ادامه آن را هر یک از شما بر اساس تجربه شخصی یا نظر خود می توانید بنویسید...

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:56  توسط محمد لطفی زاده   | 

می دانید که شرکت ها و موسسات و انجمن های مختلف و فعال در زمینه دامپزشکی هر یک برای خود آرم یا نشانه ای مخصوص دارند. وقتی در اینترنت به دنبال آرم های مختلف می گشتم متوجه شدم که این مار که در آرم ها وجود دارد بعضی اوقات سرش به سمت راست و برخی مواقع به سمت چپ است. از سویی ظرفی که سر مار باید در آن باشد هم معمولا در آرم های دامپزشکی وجود ندارد و مار تنها به دور یک میله پیچیده است.

حالا سوال : آیا می دانید که در زمینه آرم چه استانداردی وجود دارد و تاریخچه این آرم دامپزشکی چیست؟ اگر می دانید خوشحال می شوم در قسمت نظرات محبت کنید و بنویسید تا به نام خودتان آنرا در وبلاگ قرار دهم.

 

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 8:28  توسط محمد لطفی زاده   | 

یکم شهریور هر سال به مناسبت بزرگداشت میلاد حکیم بزرگ ایرانی شیخ الرئیس ابوعلی سینا به نام روز پزشک نامگذاری گردیده است. ضمن تبریک این روز به همه همکاران عزیز پزشک لازم می دانم به چند نکته در این زمینه اشاره کنم.

۱ -  دیشب در برنامه تلویزیونی کوله پشتی آقای دکتر شهاب الدین صدر رئیس سازمان نظام پزشکی کشور حضور یافت و با افتخار از نظر سنجی این سازمان برای نامگذاری یک روز در سال به نام روز پزشک از جامعه پزشکی کشور سخن گفت. در همان لحظه یک سوال ذهن من را به شدت به خود مشغول نمود و آن اینکه آیا برای چهاردهم مهر ماه که به نام روز دامپزشکی نامگذاری گردیده نظر سنجی خاصی انجام شده یا عده ای از اساتید بزرگوار به صلاحدید خود و البته بنا به سلیقه شخصی چنین روزی را بنانهاده اند.

۲ -  در تقویم رسمی کشورمان و در صفحه یکم شهریور شما روز پزشک مشاهده می نمایید نه روز پزشکی!!! برای من باعث تعجب است که چرا چهاردهم مهر ماه را روز دامپزشکی گفته اند نه روز دامپزشک!!!!!!!!!!؟

۳ -  البته خود من تفکیکی بین پزشک و دامپزشک قائل نیستم و اتفاقا هم روی خود چهاردهم مهرماه بعنوان مبدا برای نامگذاری حرف و ایراد دارم و هم این مسئله را اصلا باور ندارم که روز پزشک فقط مخصوص پزشکان و داروسازان و دندانپزشکان و... است و بس. اینکه می بینید این دو از هم کاملاْ جدا شده اند به ضعف مدیران دامپزشک و خود ما برمی گردد که نتوانسته ایم این مسئله را به اثبات برسانیم که پزشکی و دامپزشکی مکمل و در کنار هم هستند و نه دو مقوله کاملا جدا از هم. چیزی که در کشورهای پیشرفته علمی امروزه تقریبا به امری عادی و حل شده بدل گشته است.

۴ -  اصلا تا بحال فکر کرده اید رئیس سازمان دامپزشکی کشور حتی معاون وزیر جهاد کشاورزی هم نیست چه برسد به معاون رئیس جمهور ؟! یعنی اهمیت دامپزشکی کمتر از محیط زیست است که نباید یک سازمان مستقل داشته باشد؟ واقعا فکر می کنید زیر پوشش وزارت جهاد کشاورزی بودن سازمان دامپزشکی به نفع این صنف و حرفه تمام شده است؟!!!

بقیه مطالب را به تدریج و در فرصت های دیگری می نویسم. منتظر نظرات یکایک شما هم هستم...

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 8:7  توسط محمد لطفی زاده   | 
یه داستان جالب ...

تا بحال فکر کرده اید این علامتی که بعنوان آرم در پزشکی و داروسازی و ... استفاده می شود چه فلسفه ای دارد؟ بله همین علامت یک کاسه و ماری که به دور میله ای پیچیده و سر مبارک را در آن برده است !

می گویند در زمان ابوعلی سینا شخصی مریض شد و به نزد وی برای معالجه رفت. بوعلی سینا با معاینه وی به او گفت که مریضی سختی دارد و دوایی هم برای آن موجود نیست و احتمالا تا سه روز آینده از دنیا خواهد رفت. مرد فوق العاده ناراحت و افسرده شد و به گمان اینکه سه روز بیشتر به پایان عمرش باقی نمانده قصد عزیمت به صحرا و بیابان کرد تا از خیال مرگ قدری آسوده شود و این سه روز نیز بگذرد. در راه چوپانی را دید. چوپان به او گفت : چرا از شهر خود دور می شوی؟ لااقل اگر هم قرار باشد از دنیا بروی خوب است در شهر خود و در میان اقوام خود باشی تا اینکه بدنت طعمه گرگها و حیوانات ولگرد شود. خلاصه چوپان مرد را راضی نمود که به شهر خود بازگردد اما به او گفت چون خسته و نحیف شده ای و من نیز باید به راه خود ادامه دهم سایه بانی را در اختیارت می گذارم تا در سایه آن قدری استراحت کنی و از شیری هم که تازه از گوسفندانم می دوشم بالای سرت می گذارم. قدری استراحت کن و شیر را بنوش و به شهرت بازگرد. چوپان رفت و مرد هم به خواب رفت. بعد از مدتی استراحت کاسه شیر را سرکشید و به سمت شهر خود بازگشت. رفت و برگشت او دو روز طول کشیده بود و یک روز هم در شهر سپری شد و با کمال تعجب ، مرد حال خود را بهتر یافت. نزد بوعلی سینا رفت و گفت : ای حکیم تو گفتی که من سه روز دیگر بیش زنده نیستم اما حال من بهتر شده است. بوعلی سینا به وی گفت تعریف کن که در این سه روز چه کرده ای؟ مرد که جریان خود و چوپان را تعریف نمود بوعلی به او گفت: در آن منطقه ماری وجود دارد که وقتی تو در خواب بودی زهرش را در شیر ریخته و تو آن را نوشیده ای و به این سبب است که حالت بهبود یافته.

از آن زمان به بعد به کسی که مریض است می گویند بیمار یعنی کسی که آن مار را ندارد : بی + مار

  نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:55  توسط محمد لطفی زاده   | 
سلام به همه علاقه مندان حرفه شریف دامپزشکی

این وبلاگ را با www.DrLotfi.persianblog.ir  اشتباه نگیرید! چون این یکی کاملا متفاوت از وبلاگ قبلی است. در این وبلاگ قصد دارم دامنه نوشته ها را وسیع تر کنم. از سوال و جواب با صاحبان حیوانات خانگی و کلا در زمینه دامپزشکی (که اگر بتوانم خودم جواب می دهم و گرنه از دوستان و متخصصین امر خواهم پرسید و پاسخ را در وبلاگ قرار خواهم داد ) گرفته تا مسائل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با حوزه دامپزشکی - اشعار زیبا و مرتبط با این حرفه - گلایه ها و واگویه ها در مورد عملکرد مسئولین امر دامپزشکی و ... و خلاصه هر آنچه که می توان در زمینه های مختلف دامپزشکی گفت و نوشت.

تاکید می کنم که مایلم این وبلاگ یک وبلاگ انتقادی باشد البته با رعایت ادب و احترام !

در این راه هر کدام از شما عزیزان و مراجعین محترم به این وبلاگ که مایل باشید می توانید بر حقیر منت نهید و نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتان را در بخش نظرات منعکس بفرمایید و حتی موضوعی جدید را برای بحث پیشنهاد نمایید که مطمئنا مایه دلگرمی و تشویق اینجانب به ادامه این راه خواهد بود.

راستی گفتم دلگرمی یادم افتاد که حتما از دو نفر از بزرگوارانی که حقیر را فوق العاده تشویق کردند و به این راه دلگرم یاد کنم. اولی جناب آقای دکتر احمد مجیدی معاونت محترم رفاه و امور اجتماعی سازمان نظام دامپزشکی کشور که حقیقتاْ حق بزرگی به گردن من دارند و از ایشان کمال تشکر را دارم و دوم جناب آقای دکتر آراسب دباغ مقدم استاد خوب و ارجمندم که قلم من توان ابراز سپاس از ایشان را ندارد. البته به رسم قدردانی شایسته است از دوستان عزیز و خوبم جناب آقای دکتر اردلان مظاهری و جناب آقای دکتر رامین خواجه زاده هم که کمال همراهی و مساعدت و راهنمایی را به بنده ابراز نمودند یاد و تشکر کنم.

امیدوارم همه ما برای اعتلای این حرفه و صنف تلاش کنیم و ...

دوستدار همه شما .... محمد لطفی زاده

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18:56  توسط محمد لطفی زاده   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM